تبليغاتX
وبلاگ پژوهشی تحقیقاتی کنکاش
این ره که می رویم .....
محمد تیموری
روز خبرنگار بهانه ای است که توجه مردم و مسئولان به خبرنگاران و مطبوعات بیشتر جلب شود.همه در این روز ازاهمیت مطبوعات و کار سخت خبرنگار می گویند اما نکته ای که بعضا از آن غافل می شویم و از آنجا که انتقاد سازنده یکی از ویژگیهای بارز مطبوعات و خبرنگاران حرفه ای است آیا خود خبرنگاران و پیشکسوتان عرصه مطبوعات به ضرورت انتقاد از خود توجه دارند.
اگر نگاهي به وضعيت نشريه هاي امروز بكنيم متوجه خواهيم شد كه بيشتر نشريه هاي موجود روي پيشخوان روزنامه فروشي هاي ما، نشريه هايي هستند با حداقل استاندارد هاي علم روزنامه نگاري. هم از نظر كميت و هم از نظر كيفيت.
مطالب تكراري، بي محتوا، كپي برداري از منابعي كه هرگز نام آن ذكر و اعلام نمي شود. از جمله ضعفهاي مطبوعات است. اين تنها گوشه اي از بحران فرهنگي مي باشد كه مي توان اشاره نمود.
استفاده ابزاري از تصاوير دختران جوان و هنرپيشه هاي زن با آرايشهاي بسيار غليظ در پشت جلد اكثريت قريب به اتفاق نشريات زرد و باصطلاح روحوضي، نشان آشكاري ازسقوط غم انگيز فرهنگي و اخلاقي بسياري از نشريه داران امروزي ايران است كه قصد دارند علم روزنامه نگاري رابه دلالي محبت تبديل كنند!!
هر روز نيزنشريه تازه اي سر بر مي آورد و اكثر آنها از گروه نشريات زرد هستند. حال اين سوال مطرح مي شود كه چند درصد متقاضيان توليد نشريات، قبل از ورود به اين دنياي آشوب زده، پژوهشگر، نويسنده، شاعر و يا روزنامه نگار بوده اند؟! به حرف نه، به عمل و با نشان دادن سند و مدرك!!
اگر مطبوعات كه وظيفه روشنگري و تنوير افكار عمومي را بر عهده دارد خود از آرمانها فاصله گرفته باشد، ديگر چه توقعي از خواننده و مردم كوچه و بازار مي توان داشت. ‹‹راهنمايي كي تواني/ اي كه خود راه را نداني››
بسياري از مطبوعات ما حالت آگهي نامه،  تمجيدنامه  و يا نشريات زرد هستند، و كمتر حرف و درد واقعي مردم را منعكس مي كنند. تازه اگر روزنامه نگاري حرف دل مردم را بگويد يا از مسئولي آن را سوال كند بعضا به بدترين شكلي مورد تخريب قرار مي گيرد و هزار انگ به او زده مي شود؟! در واقع ، مطبوعات ما بعضي از مسئولان را بد عادت كرده اند كه برداشت آنها از خبرنگار اين است كه ثناگوي مسئولان باشند و اگر كسي ثناگويي نكرد خبرنگار نيست!!
دفاع از عدالتخواهي، راستگويي و آزاديخواهي و پاسداشت حرمت قلم مهمترين وظيفه يك روزنامه نگار و يا نويسنده است. اگر پذيرفته ايم كه خداوند خالق علم و انديشه و قلم است و اين موهبت الهي را به ما بخشيده كه صاحب علم و انديشه و قلم باشيم، شايسته نيست به مردمي كه تشنه آگاهي و اطلاعات هستند، دروغ بگوييم!
ماكسيم گوركي نويسنده و روزنامه نگار مشهور حرف خوبي مي زند. آنجا كه مي گويد: ‹‹وقتي مي نويسي ابتدا بينديش كه خداي تو كيست و هميشه خدايت را در نوشته هايت جستجو كن!››
گوركي در ادامه مي آورد: ‹‹آن كس كه حرفه روزنامه نگاري را بر مي گزيند نبايد در انتظار زندگاني اشرافي باشد و آن كس كه در انديشه سود و سرمايه باشد فكرش به سوي عدالت اجتماعي نمي چرخد.››
روزنامه نگاری ایران در شرایط فعلی از کمبود اطلاعات ، ضعف دانش و تخصص و نبود روزنامه نگاران مسلح به این فن رنج می برد . کمبود وسایل و تجهیزات ، نا آشنایی به زبانهای خارجی و ... از یک سو و ورود طیفی از افراد غیر متخصص که بر اساس روابطی پا به این حرفه گذاشته اند ، از سوی دیگر روزنامه نگاری در کشور را تضعیف کرده است.
به عقیده اساتید ، کارشناسان روزنامه نگاری و روزنامه نگاران بزرگ ، جسارت و شجاعت، تیزبینی و شم خبری به اضافه داشتن استعداد و قوای لازم برای اجرایی کردن این فاکتور ها در کار خبری که همان قدرت و توان نوشتن ، تسلط به فن روزنامه نگاری و قدرت تخیل و ... از عناصر مهم یک روزنامه نگار موفق است   .
   متاسفانه روزنامه نگاری از جمله شغلهایی است که ممکن است خیلی زود انسان را دچار خودشیفتگی کند حال اگر کسی نتواند خود را به این فن مسلط کند و خارج از ضابطه و اصول این مسیر را بپیماید چه بسا بسیار زود دچار آن شود.
     یکی از دلایل اصلی رسیدن به این مرحله انتقاد نکردن از خود است . ما روزنامه نگاران به نوعی پناهگاه و مأمن درد دل ها ، مرافعات ، جنجال های سیاسی و انتقاد از همه هستیم ولی خود کمتر مجال و فرصتی می یابیم که از خود بگوییم و البته نقدی از خود صورت دهیم.
از طرف دیگرامروز روزنامه ها حاصل اخبار و گزارش هاي اينترنتي و رسانه اي جهان و ايران است. به همين خاطر از دو جهت لطمه مي خورند. اولا به خاطر كهنگي و يكسان بودن مطالب اشتياق خوانندگان را برنمي انگيزند. ثانيا خبرنگاران كه چله نشين پاي كامپيوترها شده اند به علت نرفتن به ميان جامعه و نشستن در تحريريه ها نمي توانند ذوق و استعداد خود را پرورش بدهند.
 به همين علت طي سه دهه اخير خبرنگاران و روزنامه‌نگاران انگشت شماري در جامعه رشد كرده اند. پس از آمدن اينترنت و سايت ها و رسانه هاي مختلف خبري كم كم روزنامه ها را از شور و تلاش و فعاليت خبرنگاران انداخت و امروزه همانگونه كه مي بينيد روزنامه ها چون پيچكي به اين درخت تناور رسانه اي چسبيده اند و از شاخه هاي آن ارتزاق مي كنند. با اين ترتيب و در اين فضاي وابستگي ها خبرنگاران جواني كه با سوداي روزنامه‌نگاري پاي به تحريريه ها مي گذارند اغلب نمي توانند عرصه اي پوينده براي كشف استعدادهاي خود بيابند. پيران مطبوعات نيز دامن از اين عرصه كشيده اند و نشريات هر روز مشق روزانه شان را تكرار مي كنند.
امیدواریم روزی برسد كه روزنامه‌نگاري به مسير اصلي خود باز مي گردد و جواناني كه پاي به عرصه مطبوعات مي گذارند فرصت كشف و پرورش استعدادهاي ناب خود را پيدا كنند. به اميد آن روز

+ نوشته شده توسط محمد تیموری در پنجشنبه هفدهم مرداد 1387 و ساعت 16:8 |
روزنامه نگار کیست؟
محمد تيموريjournalist_taimory@yahoo.com

اگر نگاهي به وضعيت نشريه هاي امروز بكنيم متوجه خواهيم شد كه بيشتر نشريه هاي موجود روي پيشخوان روزنامه فروشي هاي ما، نشريه هايي هستند با حداقل استاندارد هاي علم روزنامه نگاري. هم از نظر كميت و هم از نظر كيفيت.
مطالب تكراري، بي محتوا، كپي برداري از منابعي كه هرگز نام آن ذكر و اعلام نمي شود. از جمله ضعفهاي مطبوعات است. اين تنها گوشه اي از بحران فرهنگي مي باشد كه مي توان اشاره نمود.
استفاده ابزاري از تصاوير دختران جوان و هنرپيشه هاي زن با آرايشهاي بسيار غليظ در پشت جلد اكثريت قريب به اتفاق نشريات زرد و باصطلاح روحوضي، نشان آشكاري ازسقوط غم انگيز فرهنگي و اخلاقي بسياري از نشريه داران امروزي ايران است كه قصد دارند علم روزنامه نگاري رابه دلالي محبت تبديل كنند!!
هر روز نيزنشريه تازه اي سر بر مي آورد و اكثر آنها از گروه نشريات زرد هستند. حال اين سوال مطرح مي شود كه چند درصد متقاضيان توليد نشريات، قبل از ورود به اين دنياي آشوب زده، پژوهشگر، نويسنده، شاعر و يا روزنامه نگار بوده اند؟! به حرف نه، به عمل و با نشان دادن سند و مدرك!!
اگر مطبوعات كه وظيفه روشنگري و تنوير افكار عمومي را بر عهده دارد خود از آرمانها فاصله گرفته باشد، ديگر چه توقعي از خواننده و مردم كوچه و بازار مي توان داشت. ‹‹راهنمايي كي تواني/ اي كه خود راه را نداني››
بسياري از مطبوعات ما حالت آگهي نامه،  تمجيدنامه  و يا نشريات زرد هستند، و كمتر حرف و درد واقعي مردم را منعكس مي كنند. تازه اگر روزنامه نگاري حرف دل مردم را بگويد يا از مسئولي آن را سوال كند به بدترين شكلي مورد تخريب قرار مي گيرد و هزار انگ به او زده مي شود؟! در واقع ، مطبوعات ما بعضي از مسئولان را بد عادت كرده اند كه برداشت آنها از خبرنگار اين است كه ثناگوي مسئولان باشند و اگر كسي ثناگويي نكرد خبرنگار نيست!!
دفاع از عدالتخواهي، راستگويي و آزاديخواهي و پاسداشت حرمت قلم مهمترين وظيفه يك روزنامه نگار و يا نويسنده است. اگر پذيرفته ايم كه خداوند خالق علم و انديشه و قلم است و اين موهبت الهي را به ما بخشيده كه صاحب علم و انديشه و قلم باشيم، شايسته نيست به مردمي كه تشنه آگاهي و اطلاعات هستند، دروغ بگوييم!
ماكسيم گوركي نويسنده و روزنامه نگار مشهور حرف خوبي مي زند. آنجا كه مي گويد: ‹‹وقتي مي نويسي ابتدا بينديش كه خداي تو كيست و هميشه خدايت را در نوشته هايت جستجو كن!››
گوركي در ادامه مي آورد: ‹‹آن كس كه حرفه روزنامه نگاري را بر مي گزيند نبايد در انتظار زندگاني اشرافي باشد و آن كس كه در انديشه سود و سرمايه باشد فكرش به سوي عدالت اجتماعي نمي چرخد.››   

+ نوشته شده توسط محمد تیموری در یکشنبه نوزدهم خرداد 1387 و ساعت 16:43 |
  ما بیگانه نیستیم
بدرالسادات مفیدی

امروز روزنامه‌نگاران و مطبوعات ایرانی در حالی «روز جهانی آزادی مطبوعات» را پاس می‌دارند كه در شرایط ناپایداری و بی‌ثباتی شغلی به‌سر می‌برند.

29 مورد لغو امتیاز انتشار نشریات یا توقیف موقت آنان توسط هیات نظارت بر مطبوعات، 39 مورد حكم محكومیت روزنامه‌نگاران به زندان، جزای نقدی، شلاق، ممنوعیت خروج، تبعید، پرداخت وثیقه و معرفی كفیل، احضار 17 روزنامه‌نگار یا دست‌اندركار مطبوعاتی به دادسراها و جلسات بازپرسی، صدور حكم بازداشت برای 15 روزنامه‌نگار و برگزاری حدود120 جلسه دادگاه بدوی، دادگاه تجدیدنظر برای رسیدگی به اتهامات وارده به مطبوعات از جمله رویدادهای سال گذشته است كه مطبوعات ایران با آن درگیر بوده‌اند. این در حالی است كه به موجب ماده 19 اعلامیه جهانی حقوق بشر كه 60 سال پیش از تصویب مجمع عمومی سازمان ‌ملل گذشت، «حق هر فرد برای آزادی عقیده و بیان شامل آن است كه از داشتن عقاید خود بیم و اضطرابی نداشته باشد و در كسب اطلاعات و افكار و در اخذ و انتشار آن به تمام وسایل ممكن و بدون ملاحظات مرزی آزاد باشد.» حقی كه دولت طبق قوانین بین‌المللی باید ملزم به اجرای آن باشد و چنانكه در قانون اساسی نیز به صراحت به آن توجه شده است. به موجب بند 2 اصل سوم و اصول 23 و 24 این قانون، ‌مردم ایران حق برخورداری از آزادی بیان، آزادی عقیده و آزادی مطبوعات را دارند.

از سوی دیگر از آنجا كه بسیاری از دولت‌ها اصرار دارند مطبوعات باید تحت كنترل باشند، قراردادهای بین‌المللی مربوط به حقوق مدنی و سیاسی دولت‌ها را موظف كرده كه 1) استقلال رسانه‌ها را مورد حفاظت قرار دهند 2) گوناگونی رسانه‌ها را ترویج دهند.
در زمینه آزادی مطبوعات اما آنچه در این میان اهمیت دارد توجه به سه پارامتر و شاخصه زیر است:
1 – حق انتشار آزاد مطبوعات
2 – حق برخورداری از امنیت شغلی و حرفه‌ای
3 – حق برخورداری از دادرسی عادلانه برای روزنامه‌نگاران و مدیران مطبوعاتی در هنگام محاكم و طرح دعاوی
حال آنكه عدم توجه مسوولان فرهنگی به این شاخصه‌ها علاوه بر ایجاد موانع و تنگناهای پیش روی مسیر اطلاع‌رسانی آزاد، دچار نوعی یأس و ناامیدی و سرخوردگی شده است. اما به هر ترتیب امروز سوم می ما مطبوعاتی‌ها خرسندیم، خرسند از اینكه در روزگار نامهربانی‌ها، نگاه جهانی گوشه چشمی به ما انداخته تا بلكه در اندك فضای ایجاد شده ذكر وضعیتی با مردم كنیم و با این امید كه شاید دل دولتمردان نرم شده و آنچه كه روزنامه‌نگاران و مطبوعات مستقل از سر درد و دلسوزی برای مرز و بوم خود می‌نگارند، تحمل كنند! و اطمینان یابند كه ما خودی هستیم و هیچگاه دل به كمك‌ها و دخالت‌های بیگانه نبسته‌ایم

 

+ نوشته شده توسط محمد تیموری در سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 18:11 |
تجلیل از روزنامه‌نگاران برتر كشور در خانه روزنامه نگاران ايران

تهیه گزارش: نیکی محجوب

همزمان با روز جهانی آزادی مطبوعات مراسم تجلیل از روزنامه‌نگاران برتر سال 87 در انجمن صنفی روزنامه‌نگاران برگزار شد.هیات‌مدیره انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ایران با توجه به معیارهای مختلف، احمد بورقانی، لطف‌الله میثمی، عذرا دژم، هوشنگ گلمكانی و محمد قوچانی را به عنوان روزنامه‌نگاران برتر سال انتخاب و معرفی كرد.

زنده‌یاد احمد بورقانی روزنامه‌نگار و مدیر مطبوعاتی دی‌ماه 1338 در تهران متولد شد. وی در نیمه اول سال 58، مسوولیت انتشار نشریه‌ای با نام حقیقت را در دبیرستان برعهده گرفت. این نخستین كار جدی روزنامه‌نگاری بورقانی بود.

بورقانی پس از انقلاب از سوی دوستانش دعوت به همراهی با دكتر كمال خرازی در خبرگزاری جمهوری اسلامی فعلی و خبرگزاری پارس آن زمان شد. وی به همراه تعداد دیگری از جوانان كه همگی دانشجو بودند، بعد از گذراندن دوره آموزش خبری و شركت در امتحان، به گروه سیاسی راه یافت و در سال 1363 سردبیر ارشد خبرگزاری شد.

بورقانی همزمان با كار بعد از بازگشایی دانشگاه‌ها در سال 65 فارغ‌التحصیل شد. در سال 66 به سمت سخنگوی ستاد تبلیغات جنگ منصوب شد و مسوولیت اطلاع‌رسانی اخبار جنگ را برعهده داشت. 2 سال بعد مسوولیت تاسیس دفتر خبرگزاری جمهوری اسلامی در سازمان ملل متحد در نیویورك به وی واگذار شد.

این روزنامه‌نگار پس از استعفای خاتمی از وزارت فرهنگ و ارشاد در سال 71 به كارش در دفتر ایرنای سازمان ملل خاتمه داد. یك سال بعد تا سال 76 علاوه بر نگاشتن مقاله و مطلب به كار ویراستاری كتاب مشغول شد. بورقانی سایتی به زبان انگلیسی به نام نت‌ایران را به عنوان اولین و جدی‌ترین سایت انگلیسی‌زبان راه‌اندازی كرد.

پس از پیروزی سیدمحمد خاتمی در انتخابات ریاست‌جمهوری، بورقانی مسوولیت معاونت مطبوعاتی وزارتخانه ارشاد و فرهنگ اسلامی را برعهده گرفت. وی در مدت فعالیتش كمك شایانی به توسعه مطبوعات كرد، اما پس از یك سال و نیم از قبول مسوولیت بورقانی به علت برخی دشواری‌ها و مشكلات از سمت خود استعفا كرد.

بورقانی پس از آن به عنوان مشاور وزیر كشور مشغول به كار شد، در سال 79 از شهر تهران نامزد نمایندگی مجلس شد و پس از پایان كار مجلس ششم به وزارت كشور بازگشت و از آنجا به كتابخانه ملی رفت، با روی كار آمدن دولت احمدی‌نژاد به ماموریتش به عنوان مشاور رئیس كتابخانه ملی خاتمه داده شد. پرونده‌اش به ریاست‌جمهوری بازگشت و از آن زمان تا هنگام درگذشت ناگهانی‌اش، ناچار به استفاده از مرخصی استحقاقی بدون حقوق شد.

لطف‌الله میثمی، دیگر برگزیده امسال روزنامه‌نگار و فعال سیاسی‌ای است كه پس از دریافت جایزه آن را به عزت‌الله سحابی تقدیم كرد. دوران تحصیلی میثمی همزمان با شور و شوق مبارزه در دانشگاه‌ها بود. در آن سال‌ها با مرحوم آیت‌اللـه طالقانی، مهندس بازرگان، مهندس حبیبی، یداللـه و عزت‌اللـه سحابی آشنا شد.

میثمی در طول دوران مبارزه چندین‌بار دستگیر و زندانی شد. میثمی پس از انقلاب و از آبان 60 به بعد نشریه راه مجاهد را منتشر كرد كه پس از 12 سال انتشار از سوی دادگاه ویژه روحانیت متوقف شد. میثمی در سال 1377 نشریه چشم‌انداز ایران را منتشر كرد.

تنها زن برگزیده امسال عذرا دژم است، او متولد 1327 است. دژم فعالیتش را در سال 1347 در خبرگزاری پارس آغاز كرد، شروع كار وی با مقابله اخبار در بولتن خبرگزاری بود. واحدهای درسی روزنامه‌نگاری و گزارش‌نویسی را در خبرگزاری گذراند، سپس در فاصله سال 48 تا 49 دبیر بخش اخبار داخلی و خارجی خبرگزاری پارس شد. از سال 49 تا 50 دبیر اخبار خارجی و از یك سال بعد تا سال 53 دبیر اخبار داخلی بود.

فعالیت دژم در خبرگزاری پارس تا زمان بازنشستگی در سال 59 با سمت كارشناس خبری و خبرنگار سیاسی ادامه یافت. وی از سال 1354 تا انقلاب اسلامی خبرنگار ویژه نخست‌وزیری بود و تا تیرماه 59 خبرنگار سیاسی و احزاب خبرگزاری جمهوری اسلامی بود. از جمله مصاحبه‌های معروف وی گفت‌وگوی سال 1354 او با انوار سادات رئیس‌جمهور مصر بود.

او در ملاقات فرح پهلوی با آیت‌اللـه خویی در سال 57 نیز وی را همراهی كرد و در سال 1358 در نشست سازمان كنفرانس اسلامی در اسلام‌آباد پاكستان همراه با صادق قطب‌زاده وزیر امور خارجه وقت حضور داشت. خانم دژم پس از انقلاب نیز مسوولیت‌های متعددی برعهده داشته است، از آن جمله، دبیر تحریریه ماهنامه روند اقتصادی از سال 82 تاكنون، عضو تحریریه پیام امروز 1380-1373، عضو تحریریه ماهنامه صنعت حمل و نقل 1371-1369، معاون سردبیر ماهنامه سنبله 1369-1367 و همزمان همكاری با نشریات منتشره در زمینه هوانوردی، ایرانگردی، جهانگردی و اقتصادی.

دژم نخستین كسی بود كه بعد از ترور حجاریان با وی مصاحبه كرد. همچنین نخستین روزنامه‌نگاری بود كه پس از آزادی كرباسچی از زندان با او گفت‌وگو كرد. از دیگر فعالیت‌های دژم، نخستین مصاحبه با حداد عادل بعد از انتخابات در مجلس ششم، نامزدی فلاحیان در دوره هشتم ریاست‌جمهوری است. دژم دو تحقیق درباره نوسازی صنایع ایران و كتاب و كتابخوانی در ایران از باستان تا عصر پهلوی سال 50 انجام داده است. كتاب اولین زنان شامل تحقیقات درباره فعالیت زنان ایران در هر رشته‌ای برای نخستین‌بار طی 100 سال اخیر است.

عذرا دژم در این مراسم با اشاره به اینكه دومین‌باری بود كه به دلایلی رزومه یا سوابق كاری از وی خواسته می‌شود، گفت:‌ بار اول به دلیل انتخابم به عنوان برنده رشته مصاحبه در نخستین جشنواره مطبوعات، دادن عكس و رزومه به اداره مطبوعات وزارت ارشاد همان و اعلام نام دیگری به جای من در تالار وحدت همان چون بازنشسته سال 59 از خبرگزاری پارس یا جمهوری اسلامی بودم، به راحتی كنار گذاشته شدم.

در نیمه دهه 60 چنین باوری وجود نداشت كه حضور یك زن در برنامه‌های خبری ارتباطی با جنسیت او ندارد. كم نبود سمینار و كنفرانسی كه ترك كردم تنها به این دلیل چون نباید در ردیف و كنار همكاران مرد بنشینم. به یاد دارم اولین‌باری كه توانستم به عنوان یك خبرنگار در ردیف دیگر همكاران مرد قرار بگیرم، در مسجد شركت واحد اتوبوسرانی بود كه آقای رفسنجانی برای بازدید رفته بودند. روابط عمومی شركت و محافظان هاشمی رضایت دادند كه در بخش مردانه مسجد در ردیف دیگر خبرنگاران مرد بنشینم. تنها زن در محیط مردانه مسجد نه‌تنها برایم مشكل نبود، بلكه حس بسیار خوبی داشتم. از قالب زن بودن در آمده و به برابری رسیده بودم.

یك انسان جدای از جنسیت و همین یكسانی است كه روحیه می‌آفریند، قدرت می‌دهد و خلاقیت. از خبرگزاری گفتم و خانه دومی كه دیر زمانی است از آن دور افتاده‌ام. جا دارد از دو موجود عزیز كه سالیان را در این سازمان بودند و از دستشان دادیم یادی كنم. استاد مصطفی قریب كه بی‌تردید حق بزرگی بر گردن گروه مترجمین این سازمان دارد و احمد بورقانی كسی كه وقتی سال‌ها بعد، سمت معاون مطبوعاتی وزارت ارشاد را پذیرفت، تنها مقامی بود كه پس از سال‌ها برای آگاهی از دلیل بازنشسته شدنم، مرا یاری داد. هوشنگ گلمكانی نیز از دیگر برگزیدگان بود كه نتوانست در مراسم حضور یابد و گوران یكی از روزنامه‌نگاران قدیمی كه سال گذشته این جایزه را دریافت كرده بود، جایزه گلمكانی را دریافت كرد.

گلمكانی فعالیت مطبوعاتی‌اش را در سال 51‌ آغاز كرد. وی در نشریه تهران اكونومیست آغاز به كار كرد، چهار سال بعد عضو شورای سردبیری، دستیار دبیر و دبیر سرویس گزارش روزنامه آیندگان بود. در سال 58 عضو شورای سردبیری مجله جهانگرد شد. در سال 61 دبیر شورای نویسندگان و یكی از بنیانگذاران ماهنامه سینمایی فیلم بود. گلمكانی یكی از ویراستاران فصلنامه فیلم اینترنشنال است.

این روزنامه‌نگار آثار متعددی منتشر كرده، گنگ خوابیده، پاریس تگزاس، جاده،‌شب و ... تعدادی از آنهاست.
محمد قوچانی جوان‌ترین برگزیده این مراسم بود. قوچانی از سال 71 كه برنده بهترین نوشته در مسابقه نقدنویسی سروش نوجوان شد، فعالیت آماتوری مطبوعاتی‌اش آغاز شد. فعالیت حرفه‌ای وی همكاری با نشریه گوناگون و سپس سردبیری آن از سال 76 تا 77 بود.

معرفی قوچانی به روزنامه خرداد و همكاری جدی با این نشریه، عضو ثابت گروه سیاسی روزنامه نشاط و مسوول صفحه لایی سیاسی بود. قوچانی خبرنگار روزنامه اخبار اقتصادی بخش سیاسی عصر آزادگان بود و در همین روزنامه ستون‌های خبرسازان را می‌نوشت. وی از سال 79 در نشریات مختلف سردبیر بوده است. از آ‌ن جمله، همشهری تهران، همشهری ماه، همشهری جمعه، شرق، هم‌میهن و شهروند امروز.

از تالیفات قوچانی می‌توان كتاب‌های یقه سفیدها، یك گام به پیش و دو گام به پس، بازی بزرگان و... را نام برد. قوچانی همچنین به مدت 36 روز در سال 79 زندانی شد. انجمن صنفی روزنامه‌نگاران در این مراسم بیانیه‌ای را منتشر كرد كه در بخشی از آن آمده است: سوم می هر سال در سراسر جهان به عنوان روز جهانی آزادی مطبوعات گرامی داشته می‌شد تا به این طریق از فعالان رسانه و روزنامه‌نگاران تقدیر و تجلیل شود.

مطبوعات را ركن چهارم دموكراسی لقب داده‌اند و این به آن معنا است كه مردم‌سالاری در جوامع با هر نام و عنوانی بدون وجود مطبوعات آزاد و مستقل و فعالیت‌های آزاد رسانه‌ای تحقق خارجی نمی‌یابد و به امری میان‌تهی و فاقد محتوا تبدیل می‌شود. تقریبا همه روزنامه‌نگاران با مسائل و مشكلات مواجه و درگیرند، اما به میزانی كه از درجه آزادی و دموكراسی در كشورها كاسته می‌شود یا درگیر جنگ و شورش می‌شوند، به همان میزان بر مسائل و مشكلات آنها در انجام وظیفه حرفه‌ای آنها افزوده شده و با خطرات بیشتری مواجه می‌شوند. اگر امنیت شغلی و استقلال حرفه‌ای را اركان مهم تحقق روزنامه‌‌نگاری آزاد بدانیم گریزی از آن نیست كه روند اوضاع را طی سال‌های گذشته در كشور مثبت ارزیابی نكنیم. از یك سو توقیف‌های غیرحقوقی مطبوعات و نیز سخت‌گیری‌های خفقان‌آور در زمینه صدور مجوز نشریات از میزان امنیت حرفه روزنامه‌نگاری كاسته، همچنین صدور بخشنامه و ابلاغیه‌های مطبوعاتی استقلال مطبوعات و روزنامه‌نگاران را در تحقق رسالت روزنامه‌نگاری به چالش كشیده است. با همه این تضییقات اما با همت و اراده روزنامه‌نگاران كشور، جریان كار مطبوعاتی همچنان زنده و پویاست و امیدوار به تحقق آینده‌ای آزادتر و مصون‌تر تلاش می‌كند. بان‌كی‌مون، دبیركل سازمان ملل نیز به همین مناسبت بیانیه‌ای را منتشر كرد.

از آموزش جوان‌ترین عضو جامعه گرفته تا مشاركت كامل شهروندان برای رهبری سیاسی خود، این دسترسی به اطلاعات است كه هر یك از ما را برای تحول زندگی و جوامع‌مان توانمند می‌سازد. همان گونه كه آب برای رشد زندگی حیاتی است، دانش، توان ما را برای تفكر و تحول پایدار می‌نماید. زمانی كه اطلاعات آزادانه جریان دارد، مردم مجهز به ابزار برای كنترل زندگی خویش هستند. وقتی كه جلوی جریان اطلاعات گرفته می‌شود- چه به دلیل سیاسی یا فنی- توان ما برای فعالیت متوقف می‌گردد. شصت سال قبل آنان كه پیش نویس اعلامیه جهانی حقوق بشر را تهیه كردند در ماده 19 آن اعلان نمودند كه حق هر فرد برای آزادی عقیده و بیان «شامل آن است كه از داشتن عقاید خود بیم و اضطرابی نداشته باشد و در كسب اطلاعات و افكار و در اخذ و انتشار آن به تمام وسایل ممكن و بدون ملاحظات مرزی آزاد باشد.» از آنجایی كه روند سریع جهانی شدن توسعه رسانه‌های حرفه‌ای،‌ مستقل، كثرت‌گرا و آزاد را تقویت نموده، اهمیت این حق بیشتر از هر زمان دیگر مشهود گردیده است. پیشرفت‌های فناوری و با سوادی،‌دسترسی به اطلاعات و رسانه‌ها را به عنوان حقی برای همه افراد ارتقا بخشیده. رسانه مطمئن و مستقل یكی از پایه‌های صلح و مردم سالاری است. حمله به آزادی مطبوعات هجومی علیه حقوق بین‌الملل، بشریت و خود آزادی است یا به عبارت دیگر هر آنچه كه سازمان ملل مدافع آن است. بنابراین اینجانب نگران رفتاری هستم كه روزنامه‌نگاران را در سراسر جهان به‌طور فزاینده هدف قرار داده و متاسفم از اینكه این‌چنین جنایاتی به‌طور صحیح مورد تحقیق و پیگرد قانونی واقع نمی‌شود
عكس‌ها از منوچهر قلم چي

+ نوشته شده توسط محمد تیموری در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 18:35 |
روزنامه‌نگار شدن چه آسان روزنامه‌نگار مُردن چه دشوار

محمد قوچاني
روزهایی بود كه در ایران روزنامه‌نگار شدن دشوار بود روزهایی كه روزنامه‌ها و نشریه‌های كشور معدود بود و محدود بود به دل‌خسته‌های نسل اول روزنامه‌نگاری ایران كه دو دهه هر دم بر جنازه نشریه‌ای مویه كرده بودند و در سوگ از دست دادن رسانه‌ای سیاه‌پوش شده بودند و باز هم صبوری كرده و روزنامه‌نگار مانده بودند. از سیاسی‌نویسی به سینمایی‌نویسی روی آورده بودند اما روزنامه‌نگار مانده بودند؛ از سیاسی‌نویسی به ادبی‌نویسی روی آورده بودند اما روزنامه‌نگار مانده بودند؛ از روزنامه‌نویسی به ماهنامه‌نویسی روی آورده بودند اما روزنامه‌نگار مانده بودند؛ از نشریه‌های عمومی به مجله‌های تخصصی تبعید شده بودند اما حتی در تبعید هم روزنامه‌نگار مانده بودند.

روزهایی كه روزنامه‌ها و نشریه‌های كشور معدود بود و محدود بود به دل‌خسته‌های نسل اول روزنامه‌نگاری ایران كه دو دهه هر دم بر جنازه نشریه‌ای مویه كرده بودند و در سوگ از دست دادن رسانه‌ای سیاه‌پوش شده بودند و باز هم صبوری كرده و روزنامه‌نگار مانده بودند. از سیاسی‌نویسی به سینمایی‌نویسی روی آورده بودند اما روزنامه‌نگار مانده بودند؛ از سیاسی‌نویسی به ادبی‌نویسی روی آورده بودند اما روزنامه‌نگار مانده بودند؛ از روزنامه‌نویسی به ماهنامه‌نویسی روی آورده بودند اما روزنامه‌نگار مانده بودند؛ از نشریه‌های عمومی به مجله‌های تخصصی تبعید شده بودند اما حتی در تبعید هم روزنامه‌نگار مانده بودند. ورود به این جمع دل‌خسته و مویه‌كرده و سیاه‌پوشیده البته سخت بود كه اینان به چشم خویش هجوم نوآمدگان را دیده بودند. همان انقلابیان كاغذی كه به جای اسلحه، قلم برداشته بودند و به جای خونریزی، جوهرفشانی می‌كردند. پس چه انتظار كه نسل اول روزنامه‌نگاری ایران آغوش برای این نوآمدگان بگشاید كه آنان اهل آغوش نبودند. نسل اول با جوانانی كه آمده بودند تا در روزنامه‌نگاری انقلابیگری پیشه كنند سرسنگین بودند چرا كه هدف این انقلاب واژگونی حاكمیت ایشان بود. همین دیوار بلند بی‌اعتمادی سبب شد نسل دوم روزنامه‌نگاری ایران كمتر بتواند با نسل اول رابطه‌ای معتمدانه برقرار كند. نهایت همراهی آنها همزیستی بود: روزنامه‌های بزرگ جای نسل دوم بود و ماهنامه‌های كوچك جای نسل اول. روزنامه‌نگار شدن سخت بود اما روزنامه‌نگار ماندن ممكن. جوانان به سختی می‌توانستند اعتماد پیران و استادان را جلب كنند تا تجربه‌ها سینه به سینه به نسل‌ها سپرده شود. رازها ناگشوده می‌ماند و رمزها گشوده نمی‌شد. روزنامه‌نگاران كه خود اهل خاطرات و خطرات بودند خاطرات خود را از تیتر و روتیتر و سوتیتر و سانسور و چاپ و صحافی و صفحه‌بندی و احضار و گاف و خبرخوردگی و محرم‌علی‌خان‌ها و خبر دزدیدن از چاپخانه و كازیه را در سینه نگه می‌داشتند تا مبادا به همین اتهامات شریف محاكمه شوند!


روزهایی شد كه در ایران روزنامه‌نگار ماندن دشوار شد
روزهایی كه روزنامه‌ها و روزنامه‌نگارها به قدرت رسیدند و به دولت و مجلس رفتند. وزیر شدند و وكیل و تعداد روزنامه‌ها چنان فزونی گرفت كه به تعداد بیشتری روزنامه‌نگار نیاز شد. روزهایی كه نسل سوم روزنامه‌نگاری ایران به دنیا آمد. آغوش‌ها گشوده شد و حلقه‌ها باز شد. هراس‌ها از میان رفت و بی‌پروایی آمد. هركس می‌توانست روزنامه‌نگار شود. روزنامه‌نگار می‌توانست هرچه بخواهد بنویسد. روزنامه‌نگاری حرفه‌ای شد. روزنامه‌نگاری پول‌ساز شد. روزنامه‌نگاران به شخصیت‌های مرجع اجتماعی تبدیل شدند. روزنامه‌نگاری دیگر دلمشغولی روشنفكرانه نبود. شور و شوق جوانی بود. معركه‌گیری سر پیری هم بود. بودند از نسل اول روزنامه‌نگاری ایران كه به نسل سوم پیوستند و چه خوب، كه احیا شدند. اما روزنامه‌نگار ماندن عجیب سخت شد. حاكمیت به نسل سوم به دیده تردید می‌نگریست. آنان را بازیچه دست منتقدان می‌دید و جواب پارلمان و دولت را در روزنامه و مجله می‌داد. شگفتا كه نسبتی میان این توپخانه و آن سنگر نبود: توپخانه‌های آتشین و سنگرهای كاغذین. از سوی دیگر جاه‌طلبی جوانی و بلندپروازی ذاتی روزنامه‌نگاری چون بنگ و افیون در جان نسل سوم افتاد. اگر دیگران می‌توانستند به عنوان مدیرمسوول و صاحب‌امتیاز و ستون‌نویس با چاپ مجموعه مقالات مطبوعاتی خود وزیر و وكیل شوند چرا جوانان نتوانند؟ و این همان آفت نسل سوم روزنامه‌نگاری ایران شد. برخی به هوس قدرت افتادند و برخی در افسون فرنگ فرورفتند. اینترنت كه آمد و تلكس كه منسوخ شد و وبلاگ به دنیا آمد تعداد كسانی كه سردبیر خودشان شدند بیشتر شد و شگفتا كه حاكمیت هم این بریدن از خاك و كاغذ و پناه بردن به خاك بیگانه و كاغذ الكترونیك را ترویج می‌كرد. حاكمیت با این توقیف‌ها و اپوزیسیون با آن تحویل‌گرفتن‌ها فرصت روزنامه‌نگار شدن را از ما گرفته است. ما باید سال‌ها بمانیم تا روزنامه‌نگار شویم. روسای‌جمهور بسیار و وزیران زیادی باید بروند تا ما روزنامه‌نگار شویم. در ایران اما برعكس است: نسل‌های روزنامه‌نگاری عوض می‌شوند اما روسای دولت‌ها سال‌ها باقی می‌مانند! به ما حتی فرصت اشتباه كردن نداده‌اند؛ با یك گناه از بهشت مطبوعات بیرون می‌شویم.

این روزها، روزنامه‌نگار ماندن سخت شده است
كم هستند مانند احمد بورقانی كه در عین روزنامه نداشتن روزنامه‌نگار بمانند. برای برخی روزنامه‌نگاری مقصد است و برای برخی وسیله. برای برخی روزنامه‌نگاری كاروانسرای بین راه است و برای برخی سرای باقی. اما با این توقیف‌ها، با این قتل‌نفس‌ها، با این نفس در نطفه خفه كردن‌ها، با این افسون‌های فرنگ، با این وبلاگ‌های قشنگ، با این روابط عمومی‌های فرمانبردار، با این بولتن‌های چاپ اعلا، با این حقوق‌های بخور و نمیر، با این دنیای متناقض مگر می‌توان روزنامه‌نگار ماند؟ این پرسش وسوسه‌انگیز نسل سوم روزنامه‌نگاری ایران است. ما روزنامه‌نگاران نسل سوم مرگ‌آگاه‌ترین مردمان ایران هستیم. چرا كه مرگ عزیزان بسیاری را دیده‌ایم. عزیزان كاغذی، عزیزان بی‌جانی كه در آغوش ما جان به جان‌آفرین تسلیم كردند. ما روزنامه‌نگاران نسل سوم تحقیرشده‌ترین نسل روزنامه‌نگاران هستیم. ما مصداق كسانی هستیم كه هرگز از یك دقیقه بعد زندگی خود خبر ندارند. بر آینده ما نه منطق حكم می‌كند، نه عقل، نه احساس، نه عاطفه. هیچ‌كسی از آینده خود خبر ندارد اما می‌تواند برای آینده خود- حداقل آینده كوتاه‌مدت خود- برنامه‌ریزی كند اما ما نمی‌توانیم برای فردای خود برنامه‌ریزی كنیم. هر روز كه به دفتر نشریه خود می‌رویم نمی‌دانیم كه آیا فردایی هم در كار هست؟ نكند فردا دوشنبه باشد كه دوشنبه‌ها روز تشكیل جلسه هیات نظارت بر مطبوعات است. نكند فردا یكی از شنبه‌ها یا دوشنبه‌ها یا یكشنبه‌ها یا سه‌شنبه یا چهارشنبه‌ها یا پنجشنبه‌هایی باشد كه ممكن است شعبه‌ای در دادگاه حكم توقیف نشریه ما را بدهد.

خدا را شكر كه جمعه تعطیل است! ما حتی شب عید هم نداریم. ما حتی شب‌های عید هم- درحالی كه بر مجلات و نشریات‌مان لباس نوروزی پوشانده‌ایم- لباس سیاه می‌پوشیم و در غم از دست دادن مجلاتی كه نوروز را نمی‌بینند می‌سوزیم. ما سال‌های عمرمان را با ویژه‌نامه‌های نوروز می‌شماریم؛ ویژه‌نامه‌هایی كه روزبه‌روز كمتر می‌شوند. به خنده‌هایمان نگاه نكنید؛ ما از دل سوگواریم. به جشن‌هایمان نگاه نكنید ما از سر بی‌خیالی خوشحالیم. كدام شغل و كدام كاسبی را سراغ دارید كه به كوچك‌ترین خطا شاغلان و كاسبان در آن به اعدام محكوم شوند؟ به جرم خطای یك نفر همه كارگران و كاسبان یك محل را از كار بیكار كنند؟ به اتهامی در 10 سال پیش پس از 10 سال توقیف حكمی برای 10 سال بعد بدهند «و دیگر هیچ»...

روزنامه‌نگار شدن برای نسل ما آسان بود اما روزنامه‌نگار ماندن چه دشوار است. این آرزو به دل نسل ما مانده است كه در این كار بماند و پیر شود، پخته شود، باسواد شود، كارشناس شود، روزنامه‌نگار شود. ‌ای كاش پیر شویم. ‌ای كاش در دفتر روزنامه و مجله بمیریم. ‌ای كاش همچون مدیر و سردبیر مجله اشپیگل 50 سال می‌ماندیم و پیر كه نه حتی فسیل می‌شدیم. ‌ای كاش پدرم كه همواره آرزو می‌كرد من كنار روزنامه‌نگاری‌ام در اداره‌ای، وزارتخانه‌ای، سازمانی استخدام می‌شدم، قانع شود كه من سال‌هاست كه استخدام شده‌ام، اما هر روز منحل می‌شود. ‌ای كاش هر روز خانه‌ام را ویران نمی‌كردند تا پدرم باور كند كه من هم كار می‌كنم و نه بازی یا سرگرمی كه روزنامه‌نگاری می‌كنم. ‌ای كاش همانگونه كه به آسانی روزنامه‌نگار شدیم می‌توانستیم به آسانی روزنامه‌نگار بمانیم و بمیریم. ‌ای كاش روزی كه مردیم قطعه‌ای در گورستان برای روزنامه‌نگاران مرده باشد كه ما را در آنجا دفن كنند. نه اینكه مانند مهران قاسمی جوانمرگ شویم كه مانند احمدرضا دریایی بمیریم. آن روز، روز ایرانی آزادی مطبوعات است. روزی كه گورستانی از پیر روزنامه‌نگاران مرده كه پشت میز كار خود مرده‌اند داشته باشیم روز جشن ماست. روزی كه روزنامه‌نگار بمیریم می‌فهمیم كه روزنامه‌نگار زیسته‌ایم. پس جز مرگ آرزویی برای نسل من نكنيد.


 

+ نوشته شده توسط محمد تیموری در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 18:14 |

تاثير موانع ارتباط فردي بر تعارض سازماني
دكتر علي اصغر فاني

محبوبه عرب كلمري

چکیده

ارتباطات از عوامل بنيادي هويت سازمان و جوهره اصلي مديريت است. همچنين مديران به خوبي مي‌دانند كه تعارض پاره‌اي اجتناب ناپذير از حيات سازماني است بنابراين، براي مديران اهميت دارد كه پديده‌هاي تأثيرگذار بر تعارض را شناسايي كنند. تعارض مي‌تواند كاركردي يا غير كاركردي باشد. در مقاله حاضر تعارض غير كاركردي مد نظر است و از ميان عوامل مؤثر بر تعارض سازماني، موانع ارتباط فردي بررسي مي‌گردد. پنج مؤلفه موانع ارتباط فردي تحت عناوين عدم گشودگي، عدم همدلي، عدم حمايتگري، عدم مثبت‌گرايي و عدم تساوي مورد بررسي قرار گرفته است.

مقدمه
از مهمترين عوامل اساسي در اعمال مديريت ، انسان است . مهمترين سرمايه سازمان نيروي انساني آن است. توجه به نيروي انساني در سازمانها طي سالهاي اخير بخش عظيمي از زمان وسرمايه سازمانهاي پيشرو را به خود اختصاص داده است. رشته ارتباطات سازماني بسياري از دشواريهاي سازماني را تحليل وبراي آ نها راه حل مناسب مي يابد.
(فخيمي،1379،ص410).ايجاد سازمان تحت شرايطي كه استقرار ارتباطات مشكل و يا به كلي غير ممكن باشد كاري بيهوده است. همچنان كه «هربرت سايمون» اظهار داشت كه: «سازمان نمي‌تواند بدون ارتباط وجود داشته باشد.» «چستر بارنارد» مي‌گويد: «تهيه يك سيستم ارتباطي از جمله وظايف اساسي مدير است.»
مفهوم ارتباطات
در فرهنگ فارسي معين، ارتباط به صورت زير تعريف شده است: «ارتباط از نظر لغوي واژه‌اي است عربي از باب افتعال، كه در فارسي به صورت مصدري و به معناي پيوند دادن، ربط دادن و به صورت اسم مصدر به معني بستگي، ‌پيوند،پيوستگي و رابطه استعمال مي‌شود (معين،1360،ص19) در فرهنگ مديريت تعاريفي چون: «نقل و انتقال اطلاعات، ديدگاهها، نگرشها يا احساسات فرد يا گروهي به فرد يا گروه ديگر آمده است (صائبي، 1371،ص121).
كلمه ارتباطات (Communication ) از لغت Communicar مشتق شده است كه اين لغت خود در زبان لاتين به معنايTo make Common يا عمومي كردن و به عبارت ديگر، در معرض عموم قرار دادن است (پيرسون و نلسون ،1983،ص5) .هربرت سايمون ارتباطات را اينگونه تعريف مي‌كند: هر فراگردي كه به وسيله آن مقدمات تصميم‌گيري از يك عضو سازمان به عضو ديگر انتقال داده شود(هوي و ميسكل، 1371، ص212).
ارتباطات عبارت است از مبادله اطلاعات و كاري كه بر روي انتقال آن به ديگران صورت مي‌گيرد (فرنك و لارسن ،1972،ص3).
در يك عبارت ساده، ارتباطات را مي‌توان تبادل اطلاعات و انتقال معني دانست (كتز و كن ،1969،ص223).

اثربخشي در ارتباطات ميان فردي
ارتباطات ميان فردي همچون اشكال ديگر رفتارانسانها، مي‌تواند در دو حد غايي بسيار اثر بخش و بسيار غير اثر بخش مطرح شود. به احتمال بسيار فراوان هيچ رفتار متقابل انساني نمي تواند كاملاً موفقيت آميز و ياكاملاً شكست و ناكامي باشد. مي‌تواند بهتر شود و در مقابل، احتمال بدتر شدن آن نيز مي‌رود.
ويژگيهاي زير به طور معني داري بر اثر بخشي ارتباطات ميان فردي تأثير دارند:
گشودگي: مفهوم كيفي گشودگي، حداقل در سه جنبه اساسي ارتباطات فردي، خود را بروز مي‌دهد. اول فرستنده پيام در ارتباطات ميان فردي بايد فردي باشد، كه خود را در مقابل طرفهاي ارتباطي خود بگشايد و با يك گشودگي نسبي با آنها مواجه شود. به عبارت ديگر، هر كس مي‌تواند بخش عظيمي از اطلاعات مربوط به خود را كه مي‌تواند در فراگرد ارتباطات ميان فردي مؤثر واقع شود، مخفي كرده و در نتيجه فراگرد ارتباطي را از مسير طبيعي خود خارج سازد. دومين جنبه از گشودگي اشتياق فرستنده پيام يا مبدأ ارتباطي به وانمود كردن و بروز دادن صادقانه محركات وارد بر خود است و اينكه براو چه تأثيري نهاده اند. اغلب انسانها علاقمندند كه ديگران در مقابل گفته‌ها و يا اعمال آنها عكس العمل واضحي از خود نشان دهد. سومين جنبه از گشودگي كه براي اولين بار توسط «آرتور بوچنر» و «كليفورد كلي» مطرح شده است با مفهوم تملك احساسات و تفكرات مرتبط است. و چنين تعبير مي‌شود كه شخص مورد نظر احساسات و تفكرات خود را كه كاملاً در اختيار اوست و خود به آنها كاملاً واقف است و مسئوليت آن را عهده دارد به اطلاع دريافت كننده پيام برساند.
همدلي: شايد يكي از دشوارترين جنبه‌هاي كيفي ارتباطات به كارگيري همدلي در يك رابطه متقابل است. همدلي يعني فرستنده پيام و گيرنده پيام هر دو به يك احساس يگانه دست يافته‌اند. سه گام براي به كارگيري و بالا بردن مهارتهاي مربوط به همدلي عبارتند از: نخستين گام، پرهيز از قضاوت و ارزيابي رفتار طرف مقابل است. دومين گام درك احساسات و عواطف طرف مقابل است. درك خواسته‌ها و نيازها، آمال، تواناييها، تجارب، بيمها و هراسهاي طرف مقابل، ما را بر آن مي‌دارد كه او را بهتر بشناسيم و پي به احساسات و عواطف او ببريم و بتوانيم با او بهتر همدلي كنيم. گام سوم، بايد بكوشيم آنچه ديگري براساس نگرش و توانايي خود تجربه كرده است مانيز تجربه كنيم. مهم است كه بدانيم اين تجربه مي‌بايد براساس نگرش و احساسات او باشد نه آنچه خود مي‌انديشيم. خود را كاملاً در جاي او و به جاي او قرار دادن و نقش او را ايفا كردن ما را بر آن مي‌دارد كه او را بهتر درك كنيم.
حمايتگري: يك رابطه ميان فردي مؤثر و قابل اتكاء رابطه‌اي است كه در يك فضاي حمايتگرانه شكل گرفته‌ باشد. ارتباطات ميان فردي باز و همدلانه نمي‌تواند در يك فضاي توأم با هراس و تهديد دوام يابد و دير يا زود به گسستگي رابطه منجر مي‌شود. اگر شركت كنندگان در يك فراگرد ارتباطي احساس كنند كه از سخنان و كردار آنان انتقاد به عمل مي‌آيد و مورد تهاجم قرار مي‌گيرند، از هر اقدامي كه به نشان دادن خواسته‌ها و نيازها و يا مكنونات دروني آنها بينجامد، پرهيز مي‌كنند.
مثبت گرايي: مثبت گرايي در يك رابطه ميان فردي حداقل به سه جنبه يا عوامل مختلف تكيه دارد. اول، ارتباط ميان فردي زماني به درستي شكل مي گيرد و پرورش پيدا مي‌كند كه احترام مثبت و معيني براي خويشتن در نظر داشته باشيم. كساني كه در مورد خود مثبت مي‌انديشند اين احساس مثبت را به ديگران منتقل و آنان را وادار به مثبت پنداري مي‌كنند. دوم، ارتباطات ميان فردي زماني به درستي شكل مي‌گيرد كه احساسات خوشايند خود را نسبت به طرف مقابل به او منتقل كنيم. روشن است كه اين در وجود شخص مقابل، اثر مثبت گذارده و او را بر آن مي‌دارد و تشويق مي‌كند كه در ارتباط مورد نظر فعال‌تر برخورد كرده و سطح ارتباطي خود را به تراز بالاتري بكشاند. سوم، يك احساس مثبت و خوشايند در مورد وضعيت عمومي حاكم بر ارتباطات، براي تعامل يا ميان كنش اثر بخش بين دو يا چند نفر بسيار حياتي و مهم است. به عبارت ديگر، عدم مشاهده تمايل و اشتياق از سوي مخاطب يا مخاطبان، فرستنده پيام را به سوي انصراف از ارتباط و گسستگي ارتباطي مي‌كشاند.
تساوي: تساوي خاصيتي ويژه است. يك فرد ممكن است با هوش تر، قوي‌تر، ثروتمندتر و حتي سالم‌تر باشد. هرگز دو نفر از تمام جنبه‌ها با يكديگر مساوي نخواهد بود. با وجود اين عدم تساوي، ارتباطات ميان فردي عموماً زماني مؤثر‌تر خواهد بود كه فضاي حاكم فضايي مبتني بر تساوي باشد. اين بدان معني نيست كه افراد غير مساوي نمي‌توانند ارتباط برقرار كنند. در حالي كه اگر بخواهند ارتباط آنان با يكديگر ارتباطي مؤثر باشد، بايد تساوي در شخصيت آنها مورد توجه باشد و يا اينكه به نقاط مشترك كه نوعي تساوي است تأكيد بيشتري شود. اين بدان معني است كه مي‌بايد در ارتباطات ميان فردي سياست يا خط‌مشي خاصي وجود داشته باشد كه از طريق آن به شناسايي ويژگيهاي فردي طرفين ارتباط، دست يافت. نكته‌اي كه حايز اهميت است اين است كه طرفين ارتباط در نظر داشته باشند كه هر دو انسان هستند و موجوداتي گرانبها كه هر يك داراي خصيصه‌هايي هستند كه به نوبه خود مي‌تواند براي ديگران ارزشمند باشد (فرهنگي ، 1380، صص121- 112 ).

موانع ارتباط فردي
به طور كلي هر عاملي كه مزاحم تبادل اطلاعات بين فرستنده و گيرنده پيام بشود از موانع ارتباطات محسوب مي شود با توجه به اهميت فراوان ارتباطات در سازمانها ، براي مديران نهايت اهميت را دارد که پديده هاي خاصي را که به صورت مانع بر جريان سالم ارتباطي اثر مي گذارند وآ ن را دچار کندي و پيچيدگي و يا اصولا مسدود مي‌كنند، شناخته و در رفع آن کوشش كنند (كرتلند ،1989، ص147).
ارتباط فردي، فرايند تبادل اطلاعات و انتقال معني ميان دو نفر يا درون يك گروه است. موانع فردي يا موانعي که با عامل انساني ارتباط پيدا مي کند شامل مسائلي مي شود که خصوصيات گيرنده و فرستنده پيام و اختلاف بين دو طرف را زير سؤال مي برد (رضائيان،1374، ص229).

مفهوم تعارض در سازمان
«والتون» و «مك كرسي» از صاحبنظران سازماني، تعارض را تعامل عمومي و آگاهانه دو يا چند واحد پيچيده اجتماعي كه براي تعريف يا بازشناسي شرايط وابستگي و به هم مرتبط بودن خود در تلاش هستند تعريف كرده اند (هامتون، 1981، ص 356). «مولينز» تعارض را اينگونه تعريف مي كند : رفتار عمدي و آگاهانه كه به منظور جلوگيري و ممانعت از تحقق اهداف ساير افراد صورت مي گيرد (مولينز،1990،ص495).
«لوزير» تعارض را عدم توافق بين دو يا چند گروه تعريف مي كند (پرداختچي،1379،ص82).
به زعم دفت تعارض عبارت است از نوعي رفتار بين گروههاي سازماني البته هنگامي كه عده اي خود را متعلق به گروه مي دانند و چنين مي پندارند كه ساير گروهها مانع از رسيدن آنها به هدف و مقصودشان مي شوند (رابينز،1374، ص212).

ديدگاههاي متفاوت پيرامون تعارض
در طول سالهاي اخير سه نظريه متفاوت در مورد تعارض در سازمانها وجود دارد.
الف - نظريه سنتي تعارض : اين نظريه كه اولين ديدگاه در زمينه تعارض است عقيده دارد كه تعارض بدواً مضر بوده و هميشه داراي اثر منفي بر روي سازمان است. در برابر اين بينش مديران مجبور بودند در حذف تعارض به اقتدار رسمي سازمان تكيه زده و به تجديد ساختار دست بزنند و همين باعث بروز رفتارهاي رياكارانه در سازمان مي شود. «اين ديدگاه درزمان اوج ‌مديريت علمي توسعه پيدا كرده است» (شاهركني ،1380، ص 22 )
ب - نظريه روابط انساني : اين نظريه تعارض را يك پديده طبيعي و اجتناب ناپذير در همه سازمانها مي داند و با موجوديت آن در سازمان موافق است . اينان معتقدند كه تعارض قابل حذف و از بين بردن نيست و در مواردي وجود آن به نفع سازمان است. اين نظريه از اواخر 1940 تا نيمه دوم 1970 رواج داشت.
ج - نظريه تعاملي (‌تعامل گرا) : در حال حاضر تئوري تعارض، حول محور ديدگاهي مي چرخد كه آن را مكتب تعامل مي نامند. اگر چه از ديدگاه روابط انساني بايد تعارض را پذيرفت ولي در مكتب تعاملي بدين سبب پديده تعارض مورد تأييد قرار مي‌گيرد كه يك گروه هماهنگ، آرام و بي دغدغه مستعد اين است كه به فطرت انساني خويش برگردد، يعني احساس خود را از دست بدهد ، تنبلي و سستي پيشه كند و در برابر پديده تغيير ، تحول و نوآوري هيچ واكنشي از خود نشان ندهد. نقش اصلي اين شيوه تفكر درباره تعارض اين است كه اين پديده مديران سازمانها را وادار مي كند كه در حفظ سطح معيني از تعارض بكوشند و مقدار تعارض را تا حدي نگه دارند كه سازمان را زنده ،‌ با تحرك، ‌خلاق و منتقد به خود نگه دارد (رابينز، 1374، ص721)‌.
البته اين بدان معنا نيست كه هر نوع تعارض و با هر شدت خوب است، بلكه آن نوع تعارضاتي مورد تأييد است به اهداف گروه و سازمان را تقويت كرده، عملكرد آن را بهبود بخشند از اين رو تعارض مداوم مي تواند عملكرد آن را در جهت منفي سوق داده و حتي ادامه حيات مؤسسه را به خطر اندازد (‌شاهركني ، 1380 ، ص 23)‌.

تعارض سازنده در برابر تعارض مخرب
طبق نظريه تعاملي بعضي از تعارضها از هدفهاي سازماني پشتيباني مي كنند كه به اين نوع تعارضات ، تعارضات سازنده مي گويند و برخي ديگر مانع از تحقق هدفهاي سازماني مي شوند . كه به اين نوع از تعارضات ،‌ تعارض مخرب مي گويند. حد و مرز بين تعارض سازنده و مخرب به طور روشن مشخص نيست. هيچ سطحي از تعارض نمي‌تواند در همه شرايط قابل قبول يا مردود باشد . امكان دارد يك نوع با يك مقدار از تعارض در يك شرايطي موجب افزايش سلامتي و تحقق هدفهاي سازماني شود كه در آن حالت تعارض سازنده است. ولي ممكن است در سازمان ديگري يا در همين سازمان و در زمان ديگري بسيار مخرب باشد. ملاك تشخيص تعارض سازنده يا مخرب، عملكرد سازمان است. «روبرت اونز» تعارض سازنده و مخرب را به صورت يك مارپيچ نشان مي دهد و اذعان مي‌دارد كه اگر پاسخ مدير به تعارض منفي باشد (‌تعارض مخرب) و جوي را ايجاد كند كه در آن شرايط و اوضاع سازمان متشنج گردد يك مارپيچ رو به پايين خواهيم داشت كه در آن تعارض موجب ناكامي و در نهايت به كاهش سلامتي سازمان منجر مي‌شود. (شكل 1)

اگر مديريت تعارض اثربخش باشد يعني تعارض سازنده ايحاد كند و به فكر درمان و حل مشكل باشد و بر همدستي و اشتراك مساعي در سازمان تأكيد داشته باشد يك مارپيچ رو به بالا به وجود مي‌آيد كه در آن ضمن دادن پاسخ مثبت به تعارض، از آن به عنوان عاملي براي بهبود عملكرد سازمان استفاده مي شود. بنابراين، درچنين وضعيتي جو اشتراك مساعي و فرهنگ همكاري و حمايت در سازمان توسعه مي يابد (بزاز جزايري،1377، ص23). (شكل 2)

ارتباطات و تعارض سازماني
مديران به خوبي مي دانند که تعارض پاره اي اجتناب نا پذير از حيات سازماني است و ارتباطات نارسا عامل اساسي تعارض سازماني است.تعارض سازماني مبتني بر ادراک متفاوت درباره مسائل مختلف سازماني و ارتباط تنگاتنگ رفتار افراد است. ارتباطات نامناسب و موانع آن، شکل گيري مسائل ناسازگار را تقويت مي کند و تعارض را شکل مي‌دهد. احساسات و ادراکات افراد را در هنگام تعارض منتقل کرده، مبنايي براي تعارضهاي بعدي را فراهم مي کند. بنابراين، ارتباطات در هر جنبه اي از تعارض چه در آشکار شدن يا فرو نشاندن آن، چه در ابراز آزادانه مخالفت و ارزيابي مسائل مؤثر است.
توسعه مهارتهاي ارتباطي و توجه به موانع ارتباطي در جهت حل تعارضهاي سازماني از اهميت خاصي برخوردار است. درک ستيز هاي سازماني بدون توجه به ارتباطات امکان پذير نيست. به عبارت ديگر، ريشه بسياري از مشکلات فردي، سازماني و اجتماعي را مي توان در نبود ارتباطات مؤثر، نقص سيستم ارتباطي يا بطور کلي سوء تعبير و تفسيرهاي ارتباطي جستجو کرد .
ارتباط مؤثر هنگامي برقرار مي شود که درک و استنباط گيرنده از پيام با قصد و نيت فرستنده مطابقت داشته باشد.
بدون همکاري بين افراد موجوديت سازمان به مخاطره مي افتد و بدون استقرار ارتباط مؤثر تحصيل همکاري ممکن نيست. سوءتفاهم هاي ارتباطي بين همکاران ممکن است به کدورت، اختلاف نظر و تعارض منجر شود. (جمعي از استادان مديريت، 1378،ص 87) اين سوء تفاهم ها در کارکرد سازماني خلل ايجاد مي كند.
ارتباطات و نقش آن در تعارض به صورتي بالقوه هم توانايي ايجاد محرک و پويايي در سازمان و کمک به توسعه کمي و کيفي فعاليتهاي آن و بالاخره موفقيت آن در دستيابي به مقاصدش را دارد و هم قادر به ايجاد سد و مشکل در راه رسيدن به هدفهاي سازمان و ايجاد اختلال و نابساماني در فعاليتهاي آن است.
بدين ترتيب پرداختن به مقوله ارتباطات و شناخت تأثيرات مثبت و منفي آن بر تعارض و روشهاي اين نفوذ، ضروري مي نمايد.
تحقيق موردي
در اين بخش از مقاله تحقيقي كه در زمينه تأثير موانع ارتباطي در ايجاد تعارض صورت گرفته را مورد بررسي قرار مي دهيم .جامعه تحقيق حاضر، معلمان و مديران مدارس متوسطه نظري دولتي سطح شهر تهران است. در اين تحقيق دبيرستان به عنوان يك خوشه منظور گرديد و از کل ناحيه هاي آموزش و پرورش شهر تهران، تعدادي به شيوه تصادفي انتخاب شد، سپس از درون هر ناحيه تعدادي دبيرستان به تصادف برگزيده شدند.آنگاه در دبيرستانهاي منتخب بين کل مدير ومعلمان تعداد 300 پرسشنامه توزيع گرديد و در نهايت از اين تعداد پرسشنامه، تعداد 237 پرسشنامه بازگشت داده‌شد كه قابليت تجزيه و تحليل را داشت .
اين تحقيق از نظر هدف تحقيق از نوع تحقيق کاربردي است. طرح تحقيق در اين پژوهش، تحقيق توصيفي از نوع همبستگي بر حسب تحليل رگرسيون است.
به منظور جمع آوري اطلاعات از معلمان و مديران، از پرسشنامه استفاده گرديد، پس از طراحي پرسشنامه پايايي و روايي آن آزمون گرديد و تعداد 30 پرسشنامه بين مدير و معلمان توزيع گرديد و همچنين از آنان خواسته شد كه ضمن پاسخ به پرسشها، موارد ابهام را ذكر كنند. در اين تحقيق براي تعيين پايايي پرسشنامه از روش آلفاي كرونباخ استفاده گرديد. مقدار ضريب آلفاي كرونباخ محاسبه شده براي اطلاعات 30 پرسشنامه توزيع شده اوليه، 0/859= ? به دست آمد.
اين تحقيق مشتمل بر پنج فرضيه به شرح زير است:
1- عدم گشودگي ارتباطي بين مدير و معلمان در ايجاد (افزايش) تعارض در مدرسه مؤثر است.
2- عدم همدلي بين مدير و معلمان در ايجاد (افزايش) تعارض در مدرسه مؤثراست.
3- عدم روحيه حمايتگري بين مدير و معلمان در ايجاد (افزايش) تعارض در مدرسه مؤثر است.
4- عدم مثبت گرايي در ارتباط بين مدير و معلمان در ايجاد (افزايش) تعارض در مدرسه مؤثر است.
5- عدم تساوي بين مدير و معلمان در ايجاد (افزايش) تعارض در مدرسه مؤثر است.
در جهت بررسي روابط بين متغير وابسته و متغيرهاي مستقل تحقيق از تحليل رگرسيون خطي چند متغيره استفاده شده است.
در تجزيه و تحليل آماري اين تحقيق، تحليل رگرسيون در سطح معني داري 5 درصد داراي ضريب همبستگي 0/917 است كه شدت رابطه متغيرهاي مستقل به طور كلي با متغير وابسته را نشان مي دهد و ضريب تعيين 0/841 است كه معرف ميزان تغيير پذيري در متغير وابسته است كه بوسيله رگرسيون توضيح داده مي‌شود اين مقدار نشان دهنده معتبر بودن مدل است.

نتيجه گيري
ارتباطات سازماني هر چند رشته اي نو در پهنه علوم انساني است اما به سرعت رشد يافته و نظر بسياري از متفکران علوم رفتاري را به خود جلب کرده است تا جايي که بسياري از دشواريهاي سازماني را تحليل وبراي آ نها راه حل مناسب يافته است. برخي از متفکران ارتباطات سازماني که در سالهاي اخير به عنوان مشاور مديريت به يافتن نارساييهاي سازماني پرداخته اند، بر اين اعتقادند که بسياري از مسائل و مشکلات حاکم بر سازمان از بافت نادرست ارتباطي و عدم توجه به ظرايف ارتباطات سازماني بوده است و اگر مديران بر اين امور واقف بودند، چه بسا با اثر‌بخشي بهتر و بيشتر، کارهاي مربوط به خود را انجام مي‌دادند. ارتباطات و نقش آن در تعارض به صورتي بالقوه هم توانايي ايجاد محرک و پويايي در سازمان و کمک به توسعه کمي و کيفي فعاليتهاي آن و بالاخره موفقيت آن در دستيابي به مقاصدش را دارد و هم قادر به ايجاد سد و مشکل در راه رسيدن به هدفهاي سازمان و ايجاد اختلال و نابساماني در فعاليتهاي آن است.
دراين مقاله نيز سعي گرديد در کنار مرور مباني ادبيات ارتباطات و تعارض ، نتايج يک تحقيق موردي نيز ارائه گردد.نتايج ذيل در بررسي فرضيات تحقيق به دست آمده است :
- وجود رابطه علي بين عدم گشودگي و تعارض غير کارکردي در سطح اطمينان 95 درصد تأييد شد.
- وجود رابطه علي بين دو مولفه عدم همدلي و تعارض غير کارکردي در سطح اطمينان 95 درصد تأييد شد.
- وجود رابطه علي بين دو مولفه عدم حمايتگري و تعارض غيرکارکردي در سطح اطمينان 95 درصد تأييد شد.
- وجود رابطه علي بين دو مولفه عدم مثبت گرايي و تعارض غير کارکردي در سطح اطمينان 95 درصد رد شد.
- وجود رابطه علي بين عدم تساوي و تعارض غير کارکردي در سطح اطمينان 95 درصد تأييد شد.
منابع و ماخذ:
-1 ‌بزاز جزايري، سيداحمد،‌ مهارتهاي مديريت تعارض، نشريه تدبير،‌ شماره 86 مهر ماه 1377.
2- شاهرکني، سيد حبيب الله، راهكارهاي رويارويي با تعارض، نشريه توسعه مديريت، شماره 34 ،‌ بهمن 1380 .
3- رضائيان، علي، اصول مديريت، چاپ ششم، تهران، انتشارات سمت، 1374.
4- رابينز، استيفن، مديريت رفتار سازماني،‌ ترجمه پارسائيان، علي – اعرابي، سيد محمد، جلد دوم، چاپ سوم، تهران، دفتر پژوهشهاي فرهنگي، 1380 .
5- فخيمي، فرزاد ، سازمان و مديريت، چاپ اول، تهران، نشر هواي تازه، 1379.
6- فرهنگي، علي اكبر، ارتباطات انساني، چاپ پنجم، تهران، انتشارات خدمات فرهنگي رسا، 1380.
7- صائبي، محمد، فرهنگ مديريت، تهران، مركز آموزش مديريت دولتي، 1371.
8-هوي، وين.ك، ميسكل، سيسيل. ج، مديريت آموزشي، ترجمه سيدعباس زاده، ميرمحمد، جلد دوم، چاپ اول، انتشارات دانشگاه اروميه، 1373.

9- Courtland L.Bovee and Thill. V Jahn , Business Communication Today, 2 nd ed, New York: Random House 1989.
10- Dance, Frank E.X.and C.Larson, Speech Communication:Concepts and Behaviour, NEW York: Holt , Rinehart Winston, 1972 .
11- Katz Robert and Kahn Robert, The Social Psychology of Organization , New York: John will yand sons, 1969.
12- Mullins , Lauria, Management & Organizational Behaviour , 2 nd. Ed. London, Pitman, 1990.
13- Pearson.C Judy and Nelson.E paul, Understanding and Sharing, Wm.c.Brown Company publishers, 1983.

- علي اصغر فاني: دانشيار گروه مديريت دانشگاه تربيت مدرس
- محبوبه عرب كلمري: كارشناس ارشد مديريت دولتي دانشگاه تربيت مدرس

 

+ نوشته شده توسط محمد تیموری در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387 و ساعت 13:10 |
تأثير سيستم هاي اتوماسيون بر ارتباطات سازماني 
  
  عنوان مقاله: تأثیر سیستم های اتوماسیون بر ارتباطات سازمانی
نویسنده: معصومه نوروزی - فریبرز موسوی مدنی
منبع: تدبیر - شماره 174 - 1385

چكیده

ارتباطات سازمانی، همواره از مباحث عمده و مورد توجه در سازمان‌ها بوده است. با ظهور فناوری‌های اطلاعات و ارتباطات، تغییرات شگرفی در این حوزه در سازمان‌ها به وجود آمد. این مقاله مبتنی بر یک تحقیق میدانی در زمینه بررسی تأثیر سیستم‌های اتوماسیون اداری بر برخی حوزه‌های ارتباطات سازمانی است. برای بررسی این تأثیرات، پرسشنامه‌ای حاوی معیارهای مختلف ارتباطی تهیه شد و پاسخ دهندگان، تأثیر اتوماسیون اداری را بر هر یک از معیارها ارزیابی نمودند. در مجموع از نتایج به دست آمده مشخص شد که اتوماسیون اداری ارتباطات رسمی و مراودات دفتری را بسیار تسهیل نموده است، ولی در مورد ارتباطات غیر رسمی و شخصی افراد تأثیر چندانی نداشته است. همچنین این سیستم در زمینه پیش‌گیری از برخی برخوردها و ارتباطات منفی و غیرضروری در سازمان، نقش مثبتی ایفا می‌کند.

مقدمه
امروزه محیط‌های كسب و كاری با چالش‌های گوناگونی از قبیل گسترده شدن تعاملات درونی و بیرونی سازمان، با نیاز به ارتباط بیشتر واحدهای سازمانی و ضرورت نظارت مستمر بر پیشرفت كارها و ... مواجهند. مدیران سازمان‌ها نیاز دارند كه با سرعت و دقت بیشتری روند انجام امور را نظارت و پیگیری نمایند. تعاملات روزمره سازمان و حجم تبادل اطلاعات در دوره‌های كاری فشرده به اندازه‌ای افزایش پیدا می‌كند، كه انجام و پیگیری آنها به صورت دستی و سنتی عملا خارج از توان نیروی انسانی بوده و ممکن است با مشكلات زیادی همراه شود.
در سال‌های اخیر، پیشرفت فناوری اطلاعات و شاخه‌های وابسته به آن، راه حل‌های مختلفی را فراروی محیط‌های كسب و كاری قرار داده است. در این میان، سیستم‌های اطلاعات از مهم‌ترین و كاراترین راه حل‌ها برای تسهیل، كنترل و نظارت بر گردش اطلاعات در سازمان‌ها است. سیستم‌های اطلاعاتی، برنامه‌های نرم افزاری هستند كه با استفاده از رایانه و بانك‌های اطلاعات (DATA BASE) ، كار جمع‌آوری، ذخیره، بازیابی و كنترل اطلاعات را در سازمان‌ها تسهیل می‌نمایند.
شاخه‌ای از سیستم‌های اطلاعاتی با عنوان سیستم‌های اطلاعاتی مدیریت، به مدیران و كاركنان در زمینه كنترل گردش اطلاعات در سازمان كمك می‌كند. یكی از پركاربردترین انواع سیستم‌های اطلاعاتی که مدیران را در کنترل گردش اطلاعات در سازمان یاری می‌دهد، سیستم اتوماسیون اداری (OFFICE AUTOMATIONS SYSTEM)است. در این سیستم، عموما گردش مكاتبات اداری در سازمان مورد توجه قرار می‌گیرد. ولی معمولا دارای ابزارهای ارتباطی متعددی همچون ارسال و دریافت نامه‌ها و دستورالعمل‌ها، ارسال و دریافت پیام‌های شخصی و فوری، ارسال و دریافت نامه‌های الكترونیكی داخلی و ... است.
در این مقاله سعی بر آن است كه نقش سیستم اتوماسیون اداری بر برخی معیارهای روابط سازمانی در میان كاركنان بررسی و تحلیل شود.

سیستم‌های اطلاعاتی مدیریت
بكارگیری سیستم‌های اطلاعاتی مبتنی بر رایانه در فرایندهای مدیریت، موجب تحولات بزرگی در این حوزه شده است. این سیستم‌ها با توجه به سرعت پردازش بالا و قابلیت ذخیره حجم عظیمی از داده‌ها و اطلاعات، امكان پردازش و تجزیه و تحلیل اطلاعات را به وجود آورده‌اند، خصوصا زمانی كه تحلیل حجم بزرگی از داده‌های عددی مد نظر باشد. این حجم از اطلاعات و داده‌ها، علیرغم بزرگی، از نظر فیزیكی حجم بسیار كمی را در مقایسه با روش‌های سنتی اشغال می‌كنند و دسترسی به آنها نیز سریع تر است.
از طرفی ارتباطات درون و برون سازمانی را سریع تر، دقیق تر و ارزان تر نموده‌اند؛ و مفهوم «ارتباطات در هر كجا و هر زمان» را عینیت بخشیده‌اند. به همین دلیل ارتباط اعضای یك گروه را ارتقاء بخشیده و در واقع انجام كار گروهی را در سازمان‌ها تسهیل نموده‌اند.
این سیستم‌ها، سطوح مختلفی از كار و تصمیم گیری را در برمی‌گیرند. چهار سطح معمول از اینگونه سیستم‌ها كه معمولا در سازمان‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرند، عبارتند از :
_ سیستم‌های اطلاعاتی جهت پشتیبانی از عملیات (مخصوص كارهای روزمره)
_ سیستم‌های اتوماسیون اداری و سیستم‌های اطلاعاتی مخصوص دانش‌کاران
_ سیستم‌های اطلاعات برای مدیران و سیستم‌های گزارش‌دهی به مدیریت
_ سیستم‌های اطلاعات برای مدیران ارشد (سیستم‌های پشتیبانی از تصمیم‌گیری و سیستم‌های خبره).
امروزه انواع مختلفی از سیستم‌های اطلاعاتی مدیریتی در سازمان‌ها جهت اهداف گوناگونی از قبیل: تسهیل ارتباطات، آسان‌سازی گردش مكاتبات اداری، امكان گزارش‌گیریهای مستمر، طراحی و تولید كالاها با استفاده از نرم افزارهای رایانه‌ای، تصمیم‌گیریهای دوره‌ای یا كلان و ... مورد استفاده قرار می‌گیرند. به نظر می‌رسد یكی از سیستم‌های اطلاعاتی كه جایگاه مناسبی در سازمان‌های ایرانی پیدا كرده است و به طور روزمره مورد استفاده قرار می‌گیرد، سیستم اتوماسیون اداری باشد.

اتوماسیون اداری
اتوماسیون اداری شامل تمام سیستم‌های الكترونیكی است كه انواع ارتباطات داخلی و خارجی سازمان را برقرار كرده یا تسهیل می‌كند.
حجم بزرگی از امور روزمره سازمان‌ها، امور دفتری هستند. می‌توان گفت امور دفتری از جمله كارهایی در سازمان است كه تمامی كاركنان و سطوح مختلف مدیران (اجرایی، عملیاتی، میانی، ارشد) با آن سروكار دارند. از این میان، كاركنانی كه مسئولیتهایی از قبیل انتشار یا ذخیره (بایگانی) اطلاعات و كار با واژه‌پردازها را بر عهده دارند (داده كاران)، کاربران اصلی و دائمی سیستم‌های اتوماسیون اداری و سایر سیستم‌های ارتباطی (نظیر سیستم‌های مدیریت اسناد) هستند.
اتوماسیون اداری به افزایش بهره وری سازمان در حوزه امور دفتری كمك شایانی كرده است. امور دفتری در گذشته معمولا مورد بی اعتنایی در سازمانها قرار می‌گرفت. علیرغم اینكه سهم بزرگی از نیرو و انرژی را به خود اختصاص می‌داد، ولی هیچ گاه مورد یك بازبینی اصولی در جهت بهبود و افزایش بهره‌وری قرار نگرفته بود.
در اواخر دهه 1980، نتایج یك بررسی در یك دوره 10 ساله بر روی بهره‌وری سازمان‌ها در ابعاد مختلف نشان داد كه علیرغم رشد 90 درصدی بهره‌وری در حوزه صنعت، بهره‌وری در بخش امور دفتری، تنها 4 درصد رشد داشته است. این در حالی بود كه در همین دوره، هزینه‌های امور دفتری از حدود 30-20 درصد به رقمی حدود 40-30 درصد از كل هزینه‌های سازمان افزایش یافته بود.
نتایج این تحقیق و تحقیقات مشابه نشان داد كه در حالی كه افزایش بهره‌وری در حوزه‌های مختلف سازمانی به طور روز افزون مورد توجه قرار گرفته و ارتقا یافته است، لكن بهره‌وری در حوزه امور دفتری مورد بی‌توجهی واقع شده است. از این زمان بود كه ارائه سیستم‌های اطلاعاتی تسهیل كننده امور دفتری و ارتباطات روزمره، مورد توجه قرار گرفت.

مزایا و كاربردهای اتوماسیون اداری
اتوماسیون اداری تأثیر بسیاری بر امور سازمان‌ها گذاشته است. برخی مزایای اتوماسیون اداری را می‌توان چنین برشمرد:
_ كنترل بهتر بر كار
_ كم شدن فعالیت‌های غیر مولد مانند بایگانی و نگهداری سوابق
_ كنترل و نظارت بهتر بر كاركنان
_ كم شدن هزینه مسافرتها و گردهماییها
_ افزایش رضایت شغلی كاركنان به دلیل افزایش اثربخشی
_ افزایش رضایت مشتریان به دلیل خدمات به موقع و ارائه بهتر اطلاعات
_ افزایش قابلیت رقابت سازمان
_ رشد پدیده دورا کاری (كار از راه دور)
اگر چه معمولا از اتوماسیون اداری برای برقراری ارتباطات روزمره مانند تبادل نامه یا پیام استفاده می‌شود، ولی كاربردهای واقعی آن فراتر از كاربردهای معمول آن هستند. البته این مسئله به نوع طراحی سیستم ارتباط دارد و اینكه طراح سیستم چه امكاناتی را در آن تعبیه كرده است. به طور كلی تا به امروز از این سیستم در جهت كاربردهای گوناگونی بهره‌برداری شده است. برخی كاربردهای شناخته شده این سیستم عبارتند از:
_ واژه پردازی
_ پست الكترونیكی
_ پست صوتی
_ ارسال نمابر (فاكس)
_ تقویم الكترونیكی
_ كنفرانس از راه دور
_ ویدئوتكس
_ ذخیره و بازیابی تصاویر (میكرو فیلم)
_ نشر رومیزی

اتوماسیون اداری و ارتباطات سازمانی
با نگاهی به كاربردهای سیستم اتوماسیون اداری، مشخص می‌شود كه اتوماسیون اداری بیشترین كاربرد را در بخش ارتباطات داشته است. این سیستم اكثر حوزه‌های ارتباطی سازمان را در برگرفته و متحول می‌كند. مراودات دفتری و مکاتبات اداری، بیشترین حوزه‌های ارتباطی را در سازمان‌ها ایجاد می‌كنند. با استفاده از سیستم اتوماسیون اداری، كلیه مکاتبات اداری و دفتری تحت پوشش این سیستم قرار می‌گیرند. گستردگی كنونی اتوماسیون اداری، به خارج از این مراودات نیز كشانده شده است. با كاربرد این سیستم حتی نیازی نیست كه جلسات و كنفرانس‌ها به روش سنتی، یعنی جمع شدن فیزیكی افراد در كنار یكدیگر، انجام شود زیرا كنفرانس از راه دور این محدودیت را برطرف كرده است.
ورود سیستم اتوماسیون اداری به یك سازمان همراه با تحولی عمیق در ارتباطات سنتی و مرسوم سازمان خواهد بود. بسیاری از مراودات و ارتباطات، مانند ارسال یا ارجاع نامه‌ها، با صرف كمترین زمان توسط سیستم، امكان پذیر خواهد بود. این سیستم حتی امكانات جدید ارتباطی را نیز در اختیار كاركنان قرار می‌دهد، مانند ارسال نامه‌های الكترونیك یا پیام‌های شخصی.
به نظر می‌رسد این سیستم برای اغلب حوزه‌های سازمانی كه به گونه‌ای به ارتباطات وابسته‌اند، راه حلی دارد. بنابراین می‌توان گفت كه تأثیر آن بر ارتباطات سازمانی اجتناب ناپذیر است.

روش شناسی تحقیق
با توجه به نقش وسیع اتوماسیون اداری بر ارتباطات سازمانی و با هدف شناسایی حوزه‌های ارتباطی متأثر از این سیستم و اندازه‌گیری میزان تأثیر سیستم بر هر یك از این حوزه‌ها، تحقیقی را به روش میدانی بر روی تعدادی از كاركنانی كه از اتوماسیون اداری استفاده می‌كنند، انجام داده‌ایم.
در این روش پرسشنامه‌ای حاوی معیارهای گوناگون ارتباطی در اختیار پاسخ‌گویان قرار گرفت و از آنان خواسته شد تا میزان تأثیر اتوماسیون اداری را بر هریك از معیارهای ارتباطی، مشخص نمایند. برای پاسخ‌گویی از روش پنج گزینه‌ای لیكرت استفاده شده است.
معیارهای مورد نظر تحقیق عبارت بودند از:
_ سهولت و سرعت تبادل اطلاعات
_ امكانات جدید ارتباطی و سهولت ارتباط با همكاران و مدیران
_ سهولت بازیابی و دسترسی به اطلاعات
_ كاهش تنشهای مرتبط با (ناشی از) ارتباطات سنتی
_ كاهش فاصله‌های فیزیكی
_ افزایش رضایت كاركنان و مراجعه كنندگان
لازم به ذكر است كه در سازمان مورد مطالعه، بیشترین استفاده از سیستم، در زمینه تبادل اطلاعات و مکاتبات اداری بوده است و علاوه بر آن، برخی امكانات جدید ارتباطی نیز در سیستم تعبیه شده بود. متأسفانه طراحی سیستم مورد استفاده در سازمان مذكور به گونه‌ای بود كه سیستم فاقد تمامی قابلیت‌های ارتباطی یك سیستم اتوماسیون اداری بود. به نظر می‌رسد كه این فقدان، در مورد اكثر سیستم‌های موجود در بازار در ایران وجود داشته باشد و بررسی دقیق آن، خود نیاز به تحقیق جداگانه‌ای دارد.

یافته‌های تحقیق
جامعه آماری این تحقیق 40 نفر از كاركنانی هستند كه با سیستم اتوماسیون اداری كار می‌كنند. متغیرهای در نظر گرفته شده عبارتند از: جنس، سن، میزان تحصیلات، سابقه خدمت، نوع استخدام، پست سازمانی و مدت كار با سیستم اتوماسیون اداری.
از میان پاسخ‌دهندگان، 95 درصد اعلام داشته‌اند كه در زمینه كار با سیستم اتوماسیون اداری آموزش‌های ویژه به آنان داده شده است. همچنین 100 درصد آنان اصولا با به كارگیری سیستم‌های رایانه‌ای و تحت شبكه در محیط كار، موافق بوده‌اند.
در این پرسشنامه از پاسخ دهندگان، در مورد 16 معیار در زمینه نقش اتوماسیون اداری بر روابط سازمانی و 3 معیار جنبی «صرفه جویی در وقت»، «افزایش رضایت مراجعه كنندگان» و «افزایش رضایت شغلی» نظرخواهی شد. پاسخ‌دهندگان می‌بایست میزان تأثیر سیستم اتوماسیون اداری را بر هر یك از معیارهای عنوان شده، مطابق روش لیکرت، با یكی از گزینه‌های خیلی زیاد، زیاد، متوسط، كم و بی‌تأثیر ارزیابی می‌كردند. در جدول (1) نتایج به دست آمده بر اساس درصد پاسخ‌های داده شده، ارائه شده است.
برای اینكه بتوانیم درجه مطلوبیت هر معیار را برای پاسخ‌دهندگان محاسبه كنیم، از میانگین موزون حسابی پاسخ‌ها مطابق فرمول زیر، استفاده كرده‌ایم:

لازم به ذكر است كه برای پاسخها، وزن‌های 1 تا 5 بر مبنای روش لیكرت در نظر گرفته شده است (wi). در جدول (2) مقادیر محاسبه شده برای هر معیار درج شده است. (معیارها در این جدول بر اساس درجه مطلوبیت آنها مرتب شده‌اند.)
همانطور كه در جدول (2) مشاهده می‌شود، بیشترین معیارهای تأثیر گذار به مراودات رسمی سازمانی مربوط می‌شوند. سه عاملی كه بیشترین مطلوبیت را به واسطه پیاده سازی اتوماسیون اداری ایجاد كرده‌اند، «آسان‌تر شدن دریافت و ارسال اطلاعات»، «آسان‌تر شدن پیگیری نامه‌ها» و «آسان‌تر شدن پاسخگویی به موارد ارجاعی» هستند. با توجه به اینكه در ارتباطات سنتی سازمانی، مراودات رسمی سازمانی، به خصوص تبادل نامه‌ها و اسناد، بیشتر وقت كاركنان را به خود اختصاص داده و از ماهیتی تكراری و خسته كننده برخوردار است، بنابراین وجود اتوماسیون اداری از این بُعد، از دیدگاه كاركنان، تحولی بزرگ محسوب شده است.

گفته می‌شود كه نفس وجود ارتباطات، تبادل اطلاعات است. پس اطلاعات در ایجاد و شكل‌گیری شیوه‌های ارتباطی نقش عمده‌ای ایجاد می‌كند. معیارهای 4، 6، 7، 13 و 14 در جدول شماره (2) به این مسئله مهم اشاره كرده‌اند. مشاهده می‌شود كه از این دیدگاه، سهولت و سرعت تبادل اطلاعات و دسترسی به آن و همچنین به روز بودن اطلاعات دریافتی، معیارهایی بوده‌اند كه در سیستم اتوماسیون اداری ارتقا پیدا كرده و مورد توجه قرار گرفته‌اند. در مقابل، از بین رفتن انحصار اطلاعاتی و در دسترس قرار گرفتن منابع اطلاعاتی بیشتر، معیارهایی بوده‌اند كه مطلوبیت چندانی را ایجاد ننموده‌اند. به نظر می‌رسد كه علیرغم توانایی و قابلیت اینگونه سیستم‌ها برای دسترسی كاركنان به بانك‌های اطلاعاتی سازمان، متأسفانه سیستم طوری تنظیم می‌شود كه همان سلسله مراتب سازمانی به صورتی محكم حفظ شود و انحصار اطلاعاتی همچنان پابرجا باقی بماند. (در صحبت شفاهی با مسئول پشتیبانی سیستم، وی عنوان كرد كه ما سیستم را طوری تنظیم می كنیم كه سلسله مراتب سازمانی حفظ شود و افراد به همان میزان اطلاعات دسترسی داشته باشند كه قبل از پیاده سازی سیستم داشتند). البته این مشكل به سیاست‌های سازمان برمی‌گردد و به راحتی قابل برطرف شدن است.
آسان تر شدن ایجاد ارتباط و ظهور روشهای جدید ارتباطی، انتظار دیگری است كه از این سیستم‌ها داریم. معیارهای ردیف 5، 12، 16، 17 و 19 از جدول (2) به این مسئله اشاره دارند. به نظر می‌رسد كه به جز امكان «برقراری ارتباط فوری و ارسال پیام به همكاران» كه در سیستم تعبیه شده است، سایر قابلیت‌های ارتباطی سیستم یا طراحی نشده‌اند یا به كار گرفته نمی‌شوند. ارتباط فوری و ارسال پیام، امكانی است كه كاركنان را قادر می‌سازد به هر شخصی كه نام او را در چارت سیستم می‌بینند، یك پیام ارسال كنند و دریافت كننده پیام را در یك پنجره بر روی صفحه نمایشگر رایانه خود مشاهده می‌كنند.
بسیاری از امكانات سیستم‌های اتوماسیون اداری (كه پیش‌تر در بخش كاربردهای سیستم برشمردیم)، معمولا به صورت اختیاری از طرف شركتها ارائه می‌شود. خریداران سیستم، با توجه به نیازهای خود اقدام به انتخاب تسهیلات می‌نمایند. پایه كار و انتظار در یك سیستم اتوماسیون اداری، مبتنی بر گردش نامه‌هاست. بسیاری از سازمان‌ها فقط جهت خودكار سازی روند گردش نامه‌ها و اسناد خود از این سیستم استفاده می‌كنند و تمایلی به خرید امكانات دیگر آن (به دلیل كاربرد كم و البته قیمت آنها) ندارند. بنابراین علیرغم اینكه این سیستم‌ها امروزه مجهز به ساده ترین و سریع ترین امكانات ارتباطی هستند، لذا استفاده‌كنندگان آن عملا اطلاعی از این تسهیلات نداشته و در نتیجه این بُعد سیستم را ضعیف ارزیابی كرده‌اند.
یكی از مسائل مطرح سازمانها در زمینه ارتباطات، آفات ارتباطات است، و آن وقتی است كه وجود و برقراری ارتباطات منجر به بروز مشكلات و سوء تفاهمها می‌شود. ارتباط مؤثر در سازمان، امری حیاتی است و بدون تبادل اطلاعات، مفاهیم و معانی بین افراد، گروهها و دستیابی به اهداف سازمان غیرممكن می‌شود. ولی افزایش ارتباطات، احتمال افزایش تضادها و سوء تفاهمها را نیز در پی دارد كه حتی با ارتباطات مؤثر نیز نمی‌توان آنها را كاملا از بین برد. در این تحقیق دو معیار (ردیف‌های 9 و 15 در جدول 2) در این زمینه مورد بررسی قرار گرفته‌اند: «جلوگیری از برخوردهای غیر ضروری (غیر اداری) افراد در هنگام كار» و «پیش‌گیری از بروز برخوردهای فیزیكی و تنش در كاركنان». معیار اول بر این نكته تأكید دارد كه اتوماسیون می‌تواند ارتباطات غیر ضروری و بی‌نتیجه را كه موجب اختلال در روند كارها می‌شوند، كاهش دهد و معیار دوم بر كاهش و پیش‌گیری از ارتباطاتی دلالت دارد كه معمولا توسط كاركنانی كه دارای ظرفیت‌های ارتباطی كمی هستند، به وجود می‌آید و آن ایجاد تنش‌های فیزیكی و عصبی مانند درگیری‌های كلامی یا رفتارهای منفی گرا است. شركت‌كنندگان در این تحقیق نقش اتوماسیون اداری را در جلوگیری از برخوردهای غیر ضروری موثرتر ارزیابی نموده‌اند.
در این تحقیق، 3 معیار جنبی دیگر نیز مورد ارزیابی قرار گرفتند. معیار «صرفه جویی در وقت» با مطلوبیت 4.3 در ردیف 8 قرار گرفته و از این لحاظ توسط پاسخ دهندگان به صراحت تأیید شده است. همچنین دو معیار «افزایش رضایت مراجعه كنندگان» و «افزایش رضایت شغلی» نیز با مطلوبیت یكسان، در ردیف‌های 10 و 11 واقع شده‌اند و می‌توان گفت به طور نسبی توسط پاسخ‌دهندگان مورد تأیید قرار گرفته‌اند.

مشکلات استفاده از سیستم
استفاده از سیستم‌های اطلاعاتی در سازمان‌ها همواره رو به رشد بوده است. دو بُعد اصلی این سیستم‌ها «انسان» و «ماشین» هستند. لذا ادوات و تجهیزات سخت افزاری و نرم افزاری نقش عمده و انكارناپذیری در پایایی این سیستم‌ها بازی می‌كنند. در این تحقیق، همراه با پرسشنامه از پاسخ‌دهندگان خواسته شد كه نظرات و پیشنهادات خود را نیز در زمینه استفاده از سیستم‌های اطلاعاتی بیان دارند. پاسخ‌ها عموما به مشكلات كار با این سیستم‌ها برمی‌گشت. برخی از موارد عنوان شده عبارتند از:
_ لزوم ارتقای قدرت سخت افزاری و نرم افزاری جهت كار مستمر با سیستم بدون قطعی
_ پیشنهاد استفاده تمامی بخشهای ارتباطی در سازمانها از سیستم به صورت یکپارچه
_ لزوم وجود یك متولی در بخشهای مختلف سازمانی به عنوان رابط جهت رفع مشكلات سیستم
بنابراین سازمانها باید توجه داشته باشند كه قبل از پیاده سازی اینگونه سیستم‌ها، زیرساخت سخت افزاری و نرم‌افزاری مناسب را فراهم آورده و كاركنان را نیز جهت مشاركت فراگیر در یادگیری و استفاده از سیستم آماده نمایند. همچنین در كنار پیاده‌سازی سیستم، تیم نظارتی قوی و روزآمد نیز جهت پشتیبانی سیستم، پیش‌بینی نمایند.

نتیجه گیری
با توجه به نتایج تحقیق مشاهده می‌شود که وجود سیستم اتوماسیون اداری بر برخی از ابعاد ارتباطات سازمانی تأثیرگذار است. این تأثیر بیشتر در حوزه‌های ارتباطات و مراودات رسمی سازمانی و مکاتبات دفتری مشاهده می‌شود. همچنین سیستم اتوماسیون اداری در سهولت و سرعت تبادل اطلاعات نیز نقش عمده‌ای داشته است و در ایجاد کانال‌های جدید ارتباطی موفق عمل کرده است. پیش‌گیری از برخی ارتباطات غیر ضروری در هنگام کار از دیگر نتایج به کارگیری این سیستم در سازمانها است.
بنابراین در مجموع می‌توان گفت که وجود این سیستم تأثیرات مثبتی بر ارتباطات درون سازمانها داشته و موجب افزایش کانال‌های ارتباطی و سرعت و سهولت در مراودات سازمانی شده است.
در این میان نکته‌ای که قابل توجه است، این است که در کنار پیاده سازی سیستم‌های رایانه‌ای می‌بایست به الزامات نیروی انسانی در زمینه پشتیبانی نیز توجه کافی نمود. وجود اینگونه سیستم‌ها که معمولا به صورت تحت شبکه کار می‌کنند، ایجاب می‌کند که یک گروه مجرب و متخصص در محورهای مرتبط، در سازمان حضور داشته باشند و به رفع نواقص احتمالی سیستم بپردازند.
خصوصیات سیستم‌های کنونی اتوماسیون اداری که هم اکنون در ایران به کار گرفته می‌شوند، خود عامل تعیین کننده‌ای در تمایل سازمان‌ها به استفاده از این سیستم‌ها به شمار می‌آید. به نظر می‌رسد که طراحی سیستم‌های اتوماسیون اداری در ایران بیشتر معطوف به بُعد مکاتبات دفتری و اداری شده و به سایر تواناییها و قابلیتهای مفید آن توجه کافی نشده است. بنابراین بررسی امکانات موجود در سیستم‌های طراحی و ارائه شده در ایران، مبحث مناسبی است که به عنوان موضوع تحقیقی، به پژوهشگران پیشنهاد می‌شود.

منابع

1. Efraim Turban, “Information Technology for Management: Transforming Business in the Digital Economy”, Fourth Edition, City University of Hong Kong, 2004.
2. Allen, F. E., “Turning Points in Intraction with Computers”, IBM Systems Journal, Vol. 38, Nos. 2&3, 1999, pp. 135-138.
3. Grantham, Lisa, “Justifying Office Automation: Benefits and Problems”, Industrial Management and Data Systems, Vol. 95, No. 8, 1995, pp. 10-13.

4. مك لوید، ریموند، ترجمه: جمشیدیان، مهدی و مهدی‌پور عطاآبادی، اكبر، «سیستم‌های اطلاعات مدیریت»، اصفهان: دانشگاه اصفهان؛ سازمان برنامه و بودجه استان اصفهان، 1377.
5. جمعی از اساتید مدیریت، «ارتباطات سازمانی (مجموعه مقالات)»، مقاله: «ماهیت، اهمیت و موانع ارتباطات سازمانی»، هوشنگ كوكلان، تهران: مركز آموزش مدیریت دولتی، 1378.

_ فریبرز موسوی مدنی: استادیار دانشگاه الزهرا (س) – مدیر گروه فناوری اطلاعات دانشگاه الزهرا (س)
_ _ معصومه نوروزی: دانشجوی كارشناسی ارشد مدیریت فناوری اطلاعات دانشگاه الزهرا (س)

 

+ نوشته شده توسط محمد تیموری در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387 و ساعت 12:56 |
نقش روابط عمومي در نهادينه كردن ارتباطات سازمانيامروزه نقش روابط عمومي ها در كمك به تصميم گيري هاي مديريتي و استراتژيك يك سازمان نقشي در خور توجه است. تبديل روابط عمومي به ابزار مديريتي براي فعاليتهاي حرفه اي، علمي و الكترونيكي،‌ از مشخصه هاي جديد روابط عمومي در قرن حاضر است. بنا بر اين،‌ از نقاط برجسته و ممتاز در مديريت استراتژيك، تأكيد بر محيط برون سازماني و حتي جهاني است و در واقع،‌ منظور از وظايف استراتژيك روابط عمومي، دخالت در روند تصميم گيري سازمان است.
با چنين ديدگاهي جزء مهمي از سازماندهي هر دستگاهي،‌ مديريت روباط عمومي و مهم ترين ويژگي مديران عالي توانايي ايجاد ارتباطات درون و برون سازماني است و چنانچه عالي ترين مقام هر دستگاه و سازماني به اين وظيفه خطير بي تفاوت باشد. يا در مديريت كلان سازمان چنين مديريتي انديشيده نشود. بخش عمده اي از وظيفه دستگاه مورد نظر ابتر مي ماند و از حداكثر توان بالقوه آن سازمان نمي توان بهره برد.
رسانه ملي درمقام بزرگ ترين دانشگاه عمومي و فرهنگي خود بزرگترين مديريت روابط عمومي كشور شمرده شده و نيازمند آگاهي از افكار عمومي نياز سنجي مخاطبان از سويي اتخاذ روشهاي بهبود ارتباطات دو سويه ميان مردم و دولتمردان از سوي ديگر است. از اين رو بايد اذعان كرد به لحاظ اهميت و وسعت وظايف رسانه ملي توجه به روابط عمومي و نقش كليدي ارتباطات در سازمان ضرورتي اجتناب ناپذير است.
محورها:
هر راهبرد ساختار نيروي انساني و امكانات و اعتبار ويژه اي را مي طلبد.
روابط عمومي ها در پاراديم مدرن اتاق فكر ارتباطات هستند نه واحد صف و اجرا.
ارتباطات ملي در پنج حوزه دولت نهادهاي مدني افراد و جامعه و رسانه ها قابل حصول است.
ارتباطات حلقه هاي تودر تويي دارد كه مهم ترين و هسته مركزي آن ارتباطات انساني است.
آنان كه روابط عمومي ها را براي تعريف تمجيد و پوشاندن ضعفهاي سازماني مي خواهند قائل به اين رويكرد هستند.
رويكرد علمي- سازماني ضمن اصالت قائل شدن بر ارتباطات به ويژه ارتباطات انساني به مثابه يك هدف در زندگي بشر (نه ابزار) به مديريت صادقانه افكار عمومي در جهت منافع ملي و در سطح پائين تر منافع سازماني قائل است.
تعاريف گريزي كوتاه گويي و مجمل نويسي، صداقت و صراحت،‌ خوش مشربي،‌ آراستگي و خوش برخي ا